هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
548
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
روپوش مخمل زناردوز دارند . معدودى در قالبهاى نقره [ اى ] بودند و به بسيارىشان مرواريد و جواهر نشانده بودند . استخوان دست « سنت ارسلا » را در قالب نقره [ اى ] جاى داده ، روى مقبرهاش گذاشتهاند . يك خمرهء بلورى مملو از خاك به خون آغشته ، مال ميدانى است كه دختران شهيد شدهاند . استخوان پاى « سنت ارسلا » را در قوطى عاج گذاشتهاند . به اين صندوقچه نيز جواهرات درشت نصب بود ، [ و ] به تدريج بردهاند . نوك تيرى را كه از ضرب آن « سنت ارسلا » شهيد شد ، ميان مقبرهاش ، هنگام شكافتن پيدا كرده ، در قوطى نقرهاى گذاشتهاند . در قوطى نقرهاى ديگر ، تسمهء تازيانه بود . گفتند : متعلق به تازيانهاى است كه با آن « حضرت مسيح » را زدند . دو خار در قوطى طلايى بود . مذكور است اين دو تا از همان خارهايى است كه به سر « حضرت مسيح » فرو بردند . يك خمرهاى بود منقول است [ كه ] اين يكى از 6 خمرهاى است كه « حضرت عيسى » آب در آنها ريخته ، شراب مىشد . اين خمره اول در كليساى نتردام پاريس » بودهاند . از اين قبيل چيزها ، زياد ديده بودند . بعد رفته بودند « باغوحش » . گفتند : اغلب طيور و جانورى كه در « برلن » ديده بودند ، اينجا هم يافت مىشود . دو « سگ دريانى » اينجا بود كه در « برلن » ديده نشد . بعد رفته بودند « ماهىخانه » ؛ « 1 » غارى مصنوعى ساخته ، اطراف غار را در طاقچهها ساخته ، جلوشان را يك تخته بلور صاف گذاشته بودند . از بالا متصل آب تازه داخل مىشد و از پايين آب مانده خارج مىگشت . كف طاقچه را مثل كف دريا « شن » و « ريگ » و « گوشماهى » ريخته بودند ، بعضى [ از ] ماهىها روى شاخههاى درخت راست نشسته بودند ماهىهاى مخطط ديده بودند ، مثل پوست ببر . از گردش آمدند [ به ] منزل . شب ، بعد از شام ، سوار كالسكه شده ، رفتيم به « استاسيون » « 2 » . كالسكهء بخار حاضر بود . سوار شده ، رفتيم به طرف « استن » « 3 » ، كه بندرى است واقع در « چانل
--> ( 1 ) . آكواريوم . ( واژهء فرانسوى ( Aquarium . مخزن آبى كه در آن گياهان يا حيوانات آب شيرين يا آب شور را نگاهدارى مىكنند . ( 2 ) . در اصل : اتاسيون ( 3 ) . Ostende .